یلخی نرید تو داستان

, ,

#مهردادآقاجانی

@Mehrdad_Aghajani

ادامه مطلب …

ما اگزجره حرف میزنیم اما شما عاقل باشید

,

#مهردادآقاجانی

@Mehrdad_Aghajani

ادامه مطلب …

تو کامل نیستی

, , , ,

شان مگوایر(رابین ویلیامز) :
تو کامل نیستی جَوون و بذار توو وقتت صرفه جویی کنم؛
این دختری که باهاش آشنا شدی، اونم کامل نیست!
اما چیزی که مهمه اینکه بتونید همدیگر رو کامل کنید.

– گاس ون سنت / ویل هانتینگ نابغه

پول در آوردن

, , ,

پول در آوردن یک المان مردانه است
در واقع یک مرد باید توانایی در آوردن پول داشته باشه
ثروت آفرینی، یک ویژگی مردونه محسوب می شه
یک ویژگی از حوزه ی جنبه ی مردانه ی یک مرد
پس یک مرد، به عنوان یک مرد نمی تونه عذر و بهانه ای مبنی بر عدم پول درآوردن داشته باشه
یعنی هیچ توجیهی برای عدم پولسازی یک مرد وجود نداره
و البته این گفته به معنای این نیست که یک کارگر ساده، داره بر خلاف این اصل عمل می کنه
هر کسی به اندازه ی توانایی و امکانات خودش می تونه پول در بیاره
چه اینکه شما حقوق بگیر باشید یا کارآفرین
مسئله اصلی اینجاست که یک کارگر ساده هم می تونه وضعیت پول درآوردن خودش رو ارتقا بده و حتی سرمایه گزاری کنه
تمام موضوع بر می گرده به نظام باورهای شما
اینکه باور داشته باشید که میتونید ثروتمند بشید و می تونید پول در بیارید
به هر میزان که می خواید
پس از این عنصر مردانه درست استفاده کنید
و موضع گیری در برابرش رو بزارید کنار
این ویژگی مردونه، می تونه سطح مردونگی شما رو به شدت ارتقا بده
و باعث بشه که جذابیت لازم رو برای یک زن داشته باشید

من کی ام؟

, , , ,

فردیت
یعنی اینکه براتون مهم نباشه که دیگران در موردتون چه فکری می کنن
خودتون باشید و خودتون
و به این خود یا من وجودی افتخار کنید
که البته این افتخار باید ناشی از خودشناسی باشه
اینکه آدم بفهمه که کیه
وقتی که این رو فهمید، اونوقته که می تونه بگه :
من منم
و نه کس دیگه
من همینم که هستم
با همه ی نقاط ضعف و قوت منحصر به فردی که دارم

و به مجموع پکیج خودم افتخار می کنم

رکود و نخوت

, , , ,

هر روز دارید کارهای تکراری روزهای قبل رو انجام می دید
همون رکود
همون رخوت
نه به روانشناس مراجعه می کنید برای روان درمانی و نه حتی به روانپزشک که اقلا سر پایی یک سری اقدامات براتون انجام بده که از این وضعیت خلاص شید
فکر می کنید که می تونید خودتون مسئله تون رو حل کنید
اما متاسفانه باید بهتون بگم که هیچ کس قدرت اینو نداره که تنهایی مسئله اش رو حل کنه
یهو سرتون رو بر می گردونید و می بی نید که یک دهه از عمرتون گذشته و هنوز سر خونه ی اولید
اما همچنان روی موضع خودتون پافشاری می کنید
که من خودم باید مسئله ام رو حل کنه
و قسمت جالب ماجرا اینجاست که هیچ اقدامی هم در جهتش انجام نمی دین
بیاید و این دفعه با کله ی خودتون تصمیم نگیرید
این دفعه رو سعی کنید که با یک متخصص مسئله تون رو در میون بزارید
شاید یک راهکار کوچولو یا یه قرص بتونه مسئله تون رو برای همیشه حل کنه
به امتحانش می ارزه
‫#‏مهردادآقاجانی‬

سنتی‌ها (داوری کننده‌های حسی)

, , , , , , , ,

حسی‌ها به حقایق اعتماد دارند، دنبال اطلاعات به اثبات رسیده هستند، به تجارب گذشته بها می‌دهند و به اطالاعاتی که از طریق حواس پنج گانه خود دریافت می‌کنند اعتقاد دارند. داوری کننده‌ها دنیای منظم و سازمان یافته را ترجیح می‌دهند. آن‌ها علاقه‌مند به تصمیم گیری هستند. این دو ترجیح به اتفاق، «داوری کننده حسی» را به وجود می‌آورند. این ها اشخاصی قاطع و واقع بین هستند که ما آن‌ها را «سنتی» می‌نامیم.
شعار سنتی‌ها این است «زود بخواب و زود از خواب بیدار شو». این اشخاص در مقایسه با گونه‌های دیگر، سنتی‌تر هستند. آن‌ها به نظم، قانون، امنیت،‌ درستی کار، مقررات و سازگاری بها می‌دهند و به شدت علاقه‌مند خدمت به جامعه هستند و می‌خواهند نیازهای اجتماعی را برآورده سازند. سنتی‌ها برای مقامات بالا و صاحبان اختیار، به سلسله مراتب فرماندهی احترام می‌گذارند و اغلب، ارزش‌های محافظه کارانه دارند. این اشخاص بسیار وظیفه شناس هستند و همیشه سعی می‌کنند کارها را درست انجام بدهند که این، از آن‌ها انسان‌هایی قابل اعتمال، و از همه مهم‌تر مسئول می‌سازد.
در حالی که اغلب سنتی‌ها در مشاغلی که ساختار و وضع روشن و مشخص دارد راحت هستند، آن‌هایی که دارای ترجیح احساسی هستند، بیشتر به مشاغلی علاقه‌مندند که به مردم کمک بکند.
سنتی‌ها در محل کار

 

سنتی‌ها به احساس تعلق داشته و به خدمت و انجام کار درست علاقه‌مند هستند. آن ها به ثبات، نظم و ترتیب، همکاری، استمرار و قابل اعتماد بودن بها می‌دهند. سنتی‌ها مردماتی سخت کوش و جدی هستند. سنتی‌ها از خودشان توقع فراوان دارند و انتظار دارند که دیگران هم در این زمینه مثل آن‌ها باشند.
نقاط قوت:

سنتی‌ها عمل‌گرا، سازمان یافته و منظم هستند. آن‌ها به مقررات، سیاست‌ها، قراردادها، آداب و رسوم و خط زمانی بهای فراوان می‌دهند. این اشخاص در کار حفظ، حراست، ‌وارسی کردن و نظم بخشیدن عالی رفتار می‌کنند. سنتی‌ها مایل‌اند با حقایق به اثبات رسیده سر و کار داشته باشند و از این حقایق برای پیشبرد هدف‌های سازمانی که در آن کار می‌کنند استفاده نمایند. آن‌ها افتخار می‌کنند که کارشان را همیشه درست انجام می‌دهند و به راحتی متوجه می‌شوند چه کاری به توجه احتیاج دارد. مایل‌اند که کارشان را با توجه به منابع موجود، در کاراترین شکل ممکن انجام دهند. سنتی‌ها وقتی به انجام دادن کاری متعهد شدند آن را انجام می‌دهند. سنتی‌ها مردمانی قابل اعتماد و اطمینان هستند.
نقاط ضعف بالقوه:

سنتی‌ها به نظریه و تجرید علاقه ندارند. آینده به اندازه لحظه حاضر توجه آن‌ها را به خود جلب نمی‌کند. برنامه ریزی بلند مدت اغلب یکی از نقاط قوت‌ آن‌ها نیست. سنتی ‌ها گاه زود هنگام و عجولانه تصمیم‌گیری می‌کنند. آن‌ها شرایط و امور را سیاه و سفید می‌بینند و به سایه‌های خاکستری بی‌توجه‌اند. تطبیق دادن خود و سازگار شدن برایشان دشوار است. در برابر روش‌های جدید، متفاوت و امتحان نشده مقاومت می‌کنند. سنتی ها ممکن است انعطاف ناپذیر، دگم و از تخیل و تصور بی‌بهره باشند.
شغل مناسب:

برای یک سنتی،‌ شغل مناسب، کارکردن در یک شرکت با ثبات و با خط فرماندهی مشخص همراه با داشتن مسئولیت است. چون سنتی‌ها ساختار را دوست دارند، معمولاً در سازمان‌هایی که دارای رویه و مقررات به حد کافی و روش‌های استاندارد برای انجام دادن کارها باشد، خوب ظاهر می‌شوند. سنتی‌ها دوست دارند در محیطی کار کنند که در آن، مقررات و پاداش‌ها شکل مطمئن داشته باشند. آن‌ها از کارکردن در شرایط مبهم لذت نمی‌برند. به همکارانی علاقه‌مندند که با اهتمام باشند و به سرپرستان و مقامات مافوق احترام بگذارند.
سنتی‌ها اغلب، مدیران شایسته‌ای هستند. آن‌ها به نیاز به ساختار توجه دارند و در بسیاری از مواقع در مشاغل مدیریتی یا موقعیت‌های حمایت کننده قرار دارند. سنتی‌ها برقرار کننده ثبات‌اند و می‌خواهند سنت‌ها و وضع موجود را حفظ کنند.

مشرب های انسانی

, , , , ,

مشرب های انسانی مورد اشاره ی دکتر دیوید کرسی شامل چهار ترکیب است
این چهار ترکیب عبارتند از:
۱- «سنتی‌ها» (SJ ها) که حسی و داوری کننده را ترجیح می‌دهند.
۲- «تجربه‌کننده‌ها» (SP ها) که حسی و ملاحظه کننده را ترجیح می‌دهند.
۳- «ایده‌آلیست‌ها» (NF ها) که شمی و احساسی را ترجیح می‌دهند.
۴- «بینشی‌ها» (NT ها) که شم و فکر را ترجیح می‌دهند.
سنتی‌ها (داوری کننده‌های حسی)
حسی‌ها با حقایق اعتماد دارند، دنبال اطلاعات به اثبات رسیده هستند، به تجارب گذشته بها می‌دهند. و به اطالاعاتی که از طریق حواس پنج گانه خود دریافت می‌کنند اعتقاد دارند. داوری کننده‌ها دنیای منظم و سازمان یافته را ترجیح می‌دهند. آن‌ها علاقه‌مند به تصمیم گیری هستند. این دو ترجیح به اتفاق، «داوری کننده حسی» را به وجود می‌آورند. این ها اشخاصی قاطع و واقع بین هستند که ما آن‌ها را «سنتی» می‌نامیم.
شعار سنتی‌ها
«زود بخوات و زود از خواب بیدار شو»
این اشخاص در مقایسه با گونه‌های دیگر، سنتی‌تر هستند. آن‌ها به نظم، قانون، امنیت،‌ درستی کار، مقررات و سازگاری بها می‌دهند و به شدت علاقه‌مند خدمت به جامعه هستند و می‌خواهند نیازهای اجتماعی را برآورده سازند. سنتی‌ها برای مقامات بالا و صاحبان اختیار، به سلسله مراتب فرماندهی احترام می‌گذارند و اغلب، ارزش‌های محافظه کارانه دارند. این اشخاص بسیار وظیفه شناس هستند و همیشه سعی می‌کنند کارها را درست انجام بدهند که این، از آن‌ها انسان‌هایی قابل اعتماد، و از همه مهم‌تر مسئول می‌سازد.
در حالی که اغلب سنتی‌ها در مشاغلی که ساختار و وضع روشن و مشخص دارد راحت هستند، آن‌هایی که دارای ترجیح احساسی هستند، بیشتر به مشاغلی علاقه‌مندند که به مردم کمک بکند.

سنتی‌ها در محل کار

سنتی‌ها به کار احساس تعلق داشته و به خدمت و انجام کار درست علاقه‌مند هستند. آنها به ثبات، نظم و ترتیب، همکاری، استمرار و قابل اعتماد بودن بها می‌دهند. سنتی‌ها مردماتی سخت کوش و جدی هستند. سنتی‌ها از خودشان توقع فراوان دارند و انتظار دارند که دیگران هم در این زمینه مثل آن‌ها باشند.
نقاط قوت:
سنتی‌ها عمل‌گرا، سازمان یافته و منظم هستند. آن‌ها به مقررات، سیاست‌ها، قراردادها، آداب و رسوم و خط زمانی بهای فراوان می‌دهند. این اشخاص در کار حفظ حراست، ‌وارسی کردن و نظم بخشیدن، عالی رفتار می‌کنند. سنتی‌ها مایل‌اند با حقایق به اثبات رسیده سروکار داشته باشند و ازاین حقایق برای پیشبرد هدف‌های سازمانی که در آن کار می‌کنند استفاده نمایند. آن‌ها افتخار می‌کنند که کارشان را همیشه درست انجام می‌دهند و به راحتی متوجه می‌شوند چه کاری به توجه نیاز دارد. مایل‌اند که کارشان را با توجه به منابع موجود، در کاراترین شکل ممکن انجام دهند. سنتی‌ها وقتی به انجام دادن کاری متعهد شوند، آن را انجام می‌دهند. سنتی‌ها مردمانی قابل اعتماد و اطمینان هستند.
نقاط ضعف بالقوه:
سنتی‌ها به نظریه و تجرید علاقه ندارند. آینده به اندازه لحظه حاضر توجه آن‌ها را به خود جلب نمی‌کند. برنامه ریزی بلند مدت اغلب یکی از نقاط قوت‌ آن‌ها نیست. سنتی ‌ها گاه زود هنگام و عجولانه تصمیم‌گیری می‌کنند. آن‌ها شرایط و امور را سیاه و سفید می‌بینند و به سایه‌های خاکستری بی‌توجه‌اند. تطبیق دادن خود و سازگار شدن برایشان دشوار است. در برابر روش‌های جدید، متفاوت و امتحان نشده مقاومت می‌کنند. سنتی ها ممکن است انعطاف ناپذیر، دگم و از تخیل و تصور بی‌بهره باشند.
شغل مناسب:
شغل مناسب برای یک سنتی،‌ کارکردن در یک شرکت با ثبات و با خط فرماندهی مشخص همراه با داشتن مسئولیت است. چون سنتی‌ها ساختار را دوست دارند، معمولاً در سازمان‌هایی که دارای رویه و مقررات به حد کافی و روش‌های استاندارد برای انجام دادن کارها باشد، خوب ظاهر می‌شوند. سنتی‌ها دوست دارند در محیطی کار کنند که در آن، مقررات و پاداش‌ها شکل مطمئن داشته باشد. آن‌ها از کارکردن در شرایط مبهم لذت نمی‌برند. به همکارانی علاقه‌مندهستند که با اهتمام باشند و به سرپرستان و مقامات مافوق احترام بگذارند.
سنتی‌ها اغلب، مدیران شایسته‌ای هستند. آن‌ها به نیاز به ساختار توجه دارند و در بسیاری از مواقع در مشاغل مدیریتی یا موقعیت‌های حمایت کننده قرار دارند. سنتی‌ها برقرار کننده ثبات‌اند و می‌خواهند سنت‌ها و وضع موجود را حفظ کنند.

تجربه‌کننده‌ها (ملاحظه کننده‌های حسی)
حسی‌ها به آنچه می‌توان دید، شنید، احساس کرد، بویید و چشید توجه دارند، آن‌ها آنچه را که قابل اندازه‌گیری باشد مهم می‌دانند. ملاحظه کننده‌ها انواع امکانات و احتمالات را در نظر می‌گیرند و دوست دارند که در شرایط انعطاف‌پذیری کار کنند. روی هم رفته این دو ترجیح، «ملاحظه کننده حسی» را به وجود می‌آورد که پاسخگو و مستقل است و ما او را «تجربه کننده» می‌نامیم.
شعار تجربه کننده
«بخور، بنوش و شادباش»
این اشخاص در مقایسه باسایر مشرب‌ها، ماجراجوتر از همه هستند. برای اقدام کردن، برای تکانه و برای لحظه اکنون زندگی می‌کنند. آن‌ها به موقعیت فوری توجه دارند و می‌توانند ارزیابی کنند که درلحظه حال چه کاری باید صورت گیرد. چون تجربه‌کننده‌ها به آزادی بها می‌دهند و استقلال را دوست دارند، به ندرت فعالیت‌ها یا موقعت‌هایی را انتخاب می‌کنند که ساختار یا قانون و مقررات بیش از اندازه داشته باشد. این اشخاص به استقبال خطر می‌روند، سازگار هستند، راحت و عمل‌گرا هم می‌باشند.

تجربه کننده‌ها در محل کار
تجربه کننده‌ها نیازمند آنند که آزاد باشند و با توجه به تکانه‌های خود عمل کنند. در کارشان به چیزی توجه می‌کنند که در لحظه اکنون قابل انجام دادن باشد. این اشخاص دوست دارند که از چالشی به سراغ جالش دیگر بروند. تجربه کننده‌ها مانند سنتی‌ها از دوگونه تشکیل می‌شوند: یکی STPها و دیگری SFPها.
نقاط قوت:
تجربه‌کننده‌ها به راحتی آنچه را که اتفاق می‌افتد می‌بینند و می‌توانند از فرصت‌هابه سود خود استفاده کنند. آن‌ها در شناسایی مسائل عملی، عالی عمل می‌کنند و با این مسایل شجاعانه و با انعطاف برخورد می‌نمایند. آنها‌از ریسک کردن نمی‌ترسند. از آن جهت که به اندازه سنتی ها پایبند سنت نیستند، وقتی بحرانی بروز می‌کند، از خود انعطاف کافی نشان می‌دهند. اما مانند سنتی‌ها ترجیح می‌دهند با واقعیت‌ها کار کنند و به مسایل واقعی بپردازند. این مشرب کمتر به نقطه نظرها و یا جنبه‌های نظری توجه دارد. تجربه کننده‌ها به رفتارهای انسانی توجه دارند و می‌توانند گفت و گو کنندگان بسیار خوبی باشند. این اشخاص از کارایی زیاد برخوردارند و با صرفه‌جویی برای رسیدن به هدف‌هایشان تلاش می‌کنند. بسیاری از تجربه کننده‌ها، با ابزار و ادوات آشنایی فراوان دارند.
نقاط ضعف بالقوه:
تجربه کننده‌ها اغلب برای دیگران قابل پیش بینی نیستند و در مواقعی قبل از اینکه به اندازه کافی فکر کنند، دست به کار می‌شوند. آن‌ها علاقه چندانی به مسایل نظری، فکری و مفهومی ندارند و در بسیاری از موارد نمی‌توانند اتصالات یا انگاره‌های پیوند دهنده حوادث را شناسایی کنند. وقتی مرحله بحران در هر حادثه‌ای تمام می‌شود، علاقه تجربه‌کننده‌ها نیز کاستی می‌گیرد. این اشخاص چون می‌خواهند آزادی عمل داشته باشند، کمتر به رویه‌ها و مقررات توجه دارند و در بسیاری از موارد برنامه‌ها و تعهدات را رد می‌کنند. در بدترین شکل، تجربه‌کننده‌ها غیر مسئول، غیر قابل اعتماد، بچه گونه و تکانه‌ای هستند.
شغل مناسب:
برای تجربه کننده شغلی است که به او استقلال، تنوع و امکان عمل بدهد. از آنجایی که این اشخاص تفریح را دوست دارند، هر کاری باید به آن‌ها احساس رضایت بدهد. گرچه اشخاصی با این مشرب طبیعتاً سراغ تشکیلات سازمان یافته نمی‌روند، ولی آن‌ها تجربه کننده‌هایی هستند که می‌توانند نقشی رادر مهار بحران داشته باشند و در مقابل آن، عکس‌العمل نشان دهند. آن‌ها اغلب جذب مشاغلی می‌شوند که به آن‌ها امکان می‌دهد ابزارها و مهارت‌های آموخته شده را به نحو مستقل و آزاد به کار برند.

ایده‌آلیست‌ها (احساسی‌های شمی)
شمی‌ها به معانی، روابط و به امکانات و احتمالات توجه دارند. احساسی‌ها با توجه به ارزش‌های شخصی تصمیم‌گیری می‌کنند. این دو ترجیح به اتفاق، احساسی شمی را صورت خارجی می‌بخشد. بعضی با این مشخصات به رشد شخصی،‌درک کردن خود و دیگران علاقه دارند و ما او را «ایده‌آلیست» صدا می‌زنیم.
شعار ایده‌آلیست‌ها:
«صداقت داشته باش»
این مشرب نسبت به سایر مشرب ها فلسفی‌تر است. این اشخاص پیوسته در زندگی به دنبال معنا می‌گردند و برای صداقت و اصالت داشتن بهای فراوان قائل هستند و به درستی و امانت داری در اشخاص و در روابط اعتقاد فراوان دارند و دوست دارند که دیگران را آرمان سازی کنند. ایده‌آلیست‌ها به پتانسیل و توانمندی‌های بالقوه انسان‌ها بها می‌دهند و مایل‌اند کاری کنند که دیگران رشد و ترقی کنند. این اشخاص ارتباط برقرار کنندگانی عالی هستند و می‌توانند سبب ساز تغییرات مثبت گردند.

ایده‌آلیست‌ها در محل کار
ایده‌آلیست‌ها از اینکه از توانمندی‌های طبیعی خود برای درک دیگران و برقراری رابطه با آن‌ها استفاده کنند، لذت می‌برند. این اشخاص به طور طبیعی همدل هستند و به نیازهای سایر همکارانشان توجه دارند.
نقاط قوت:
ایده‌آلیست‌ها می‌دانند که چگونه دیگران را به رشد و اعتلا برسانند. می‌دانند که چگونه به آن‌ها انگیزه بدهند تا کارشان را به خوبی انجام دهند. این اشخاص در حل مسایل و کمک به اشخاصی که باهم کار می‌کنند از توانمندی‌های فوق‌العاده‌ای برخوردارند و می‌توانند کاری کنند که دیگران نسبت به خود و کارشان احساس خوبی داشته باشند. وقتی می‌خواهند از کاری که به خوبی انجام شده تعریف کنند، به جای تعریف از کاری که صورت گرفته از خود شخص انجام دهنده ‌تعریف می‌کنند. ایده‌آلیست‌ها می‌توانند برای حل مسایل راه‌حل‌های خلاق پیدا کنند. در کار نوشتن و حرف زدن از توانمندی فراوان برخوردارند و دارای قدرت جذبه و گیرایی خوبی هستند.
نقاط ضعف بالقوه:
ایده‌آلیست‌ها صرفاً براساس دوست داشتن یا دوست نداشتن خود، تصمیم‌گیری می‌کنند. برای آن‌ها فاصله گرفتن دشوار است. آن‌ها به مسایل دیگران توجه عمیق می‌کنند که این گاه برایشان اسباب دردسر می‌شود. در مواقعی آن‌ها زیاد ایده‌آلیست‌ هستند و به جنبه‌های عملی توجه کافی ندارند. ایده‌آلیست‌ها در زمینه‌های نظم و انضباط و یا انتقاد از دیگران خوب عمل نمی‌کنند. هرچند در سرزنش کردن از خود، راه دراز می‌روند. این اشخاص گاه صرفاً برای حفظ روابط حسنه با دیگران از نقطه نظرهای خود عدول می‌کنند. می‌توانند در مواردی متلون، غیر قابل پیش بینی و به شدت احساسی باشند.
شغل مناسب:
شغل مناسب برای یک ایده‌آلیست‌ شغلی است که معنی دار باشد. آن‌ها به داشتن حس روابط با دیگران علاقه‌مند هستند و در کار رقابت وارد نمی‌شوند. آن‌ها سازمان‌های دموکراتیک را دوست دارند که مشارکت همگان را در تمام سطوح جذب می نماید. ایده‌آلیست‌ها به سمت سازمان‌هایی گرایش دارند که ارزش‌های انسانی را رشد بدهند و یا به سراغ مشاغلی می‌روند که بتوانند به دیگران برای رسیدن به شکوفایی کمک کنند. اغلب این اشخاص در بخش منابع انسانی و پرسنلی کار می‌کنند. از جمله سایر مشاغل مورد توجه این اشخاص تدریس، مشاوره و زمینه‌های هنری است.

بینشی‌ها (فکری‌های شمی)
شمی‌ها در همه چیز دنبال معنا می‌گردند، به کاربردها توجه دارند و فکری‌ها تصمیمات غیر شخصی و منطقی می‌گیرند. روی هم رفته این دو ترجیح «فکری شمی» را به وجود می‌آورد. که ما آن‌را «بینشی» می‌خوانیم.
شعار بینشی‌ها
«در هر کاری عالی باش»
در جمع چهار مشرب، این‌ها از همه مستقل‌تر هستند. میل شدیدی به کسب دانش دارند و برای خود و برای دیگران استانداردهای سطح بالا در نظر می‌گیرند. این اشخاص کنجکاوی فراوان دارند. بینشی‌ها می‌توانند جنبه‌های مختلف یک موضوع را ببینند. آن‌ها می‌توانند امکانات را ببینند، ‌پیچیدگی‌ها را درک کنند و برای مسایل واقعی و غیر واقعی راه‌حل‌هایی پیدا کنند.

بینشی‌ها در محل کار
بینشی‌ها از اینکه از توانایی‌های خود برای دیدن امکانات و احتمالات و تحلیل منطقی برای حل مسایل مختلف استفاده کنند لذت می‌برند. این اشخاص به کسب علم ودانش علاقه فراوان دارند.
نقاط قوت:
بینشی‌ها آدم‌هایی اهل فکرند و می‌توانند نوآوری‌های بزرگی داشته باشند. آن‌ها می‌توانند تغییرات قابل ملاحظه‌ای را طراحی کنند و از تعیین راهکارها،‌ برنامه‌ریزی و ایجاد سیستم‌ها برای رسیدن به هدف‌هایشان استفاده می‌کنند. بینشی‌ها می‌توانند نقطه نظرهای پیچیده نظری را درک کنند و از موقعیت‌های چالش‌دار استقبال می‌کنند. از خود و از دیگران متوقع هستند و اغلب می‌توانند انتقادات سازنده را بدون اینکه شخصی به دل بگیرند بپذیرند.
نقاط ضعف بالقوه:
گاه بینشی‌ها درنظر دیگران پیچیده‌تر از آن به نظر می‌رسند که به درستی درک شوند. این اشخاص از تمایلی برخوردارند که جزئیات را نادیده بگیرند. این افراد به شدت شکاک هستند و ممکن است قوانین، فرضیه‌ها یا رسوم و سنت‌ها را به مبارزه بطلبند. در ضمن بعضی مواقع با اشخاص صاحب اقتدار و مقامات، مشکل پیدا می‌کنند. بینشی‌ها اغلب متوجه نیستند که روی دیگران چه تأثیری برجای می‌گذارند. در بسیاری از موارد به همسویی و هماهنگی با دیگران معتقد نیستند. آن‌ها افرادی به شدت رقابت‌آمیزند و گاه اگر فکر کنند که نمی‌توانند در کاری به طور صددرصد موفق و عالی ظاهر شوند، از دست زدن به آن خودداری می‌ورزند. در بدترین شکل ممکن، بینشی‌ها چه بسا متکبر و خودبین باشند و در دنیای خود سیر و سلوک کنند.
شغل مناسب:
برای یک بینشی، کاری است که به او استقلال بدهد. برایش تنوع داشته باشد و او را به لحاظ عقلی تحریک کند. برای بینشی‌ها کار مناسب آن است که چالش داشته باشد. بینشی‌ها احتیاج دارند که سرپرستان، رؤسا، همکاران و کارکنان زیردست آن‌ها، اشخاصی توانمند باشند. بسیاری از بینشی ها به قدرت بها می‌دهند و به همین دلیل به اشخاص قدرتمند تمایل دارند.
از آنجا که نیاز آن‌ها به صلاحیت و شایستگی بسیار زیاد است، اغلب در مشاغل رهبری ظاهر می‌شوند. در کالج‌ها درس می‌دهند، در رده‌های مدیریت سطح بالا ظاهر می‌شوند. به رشته‌های علوم کامپیوتری علاقه‌مند هستند. بسیاری از آن‌ها طبیب یا حقوقدان می‌شوند. ممکن است بخواهید بدانید تکلیف بینشی‌ها در نیروی پلیس چه می‌شود. گرچه شمار بینشی‌ها در نیروهای پلیس زیاد نیست. ممکن است تا ۲۰ درصد رده‌های فرماندهی نیروهای پلیس را اشغال کنند. قرار گرفتن در مقام‌های سطح بالا به آن‌ها امکان می دهد تا از اندیشه‌های خود استفاده کنند.

 

منبع : با دخل و تصرف از کتاب شغل مناسب شما . نوشته ی پاول تایگر، باربارا بارون تایگر . انتشارات نقش و نگار

کارکرد اصلی و معین

, , , , , , ,

کارکرد اصلی و معین

مهم‌ترین نقاط قوت شما در کارکردهای اصلی و معین شما وجود دارند. برعکس وقتی از کارکرد چهارم، یا تا حدی کمتر از کارکرد سوم خود استفاده کنید، در موقعیت ضعیف قرار می‌گیرید. اطلاع داشتن از نقاط قوت بسیار مهم است و فواید مسلم دارد. وقتی از استعدادهای خود آگاه شدید، می‌توانید مترصد موقعیت‌هایی شوید که به شما امکان می‌دهد از آن‌ها به سود خود استفاده نمایید.
احساسی‌های غالب می‌توانند به خوبی موقعیت‌ها را براساس جنبه‌های انسانی بررسی نمایند. با مشتریان روابط حسنه و دوستانه‌ای ایجاد کند و مطمئن شود که آن‌ها با شرکت رابطه‌ای بلند و پردوام ایجاد می‌کنند. او به شکایات مشتریان گوش می‌دهد، از احساسات آن‌ها حمایت می‌کند و به آن‌ها قول می‌دهد که برای رفع مشکلات مربوط به آن‌ها کاری صورت دهد. او در واقع دوست‌ آن‌ها می‌شود و از این رو به شرکت خود خدمت می‌کند.
فکری‌های غالب در کار تحلیل‌های غیر شخصی بدون رقیب هستند. شمی‌های غالب از پیوند‌ها و ارتباط به طور کامل استفاده می‌کنند. حسی‌های غالب در به خاطر نگاه داشتن حقایق و ارقام و آمار نظیر ندارند. اگر از نقاط ضعف خود اطلاع داشته باشید، خود به خود دست به کارهایی نمی‌زنید که نتوانید در آن به نتایج عالی برسید.
در کدام توانمندی خود، دیگران را سهیم می‌کنید و کدام را خود به کار می‌برید؟
تا پایان عمرتان کارکرد اصلی شما همیشه مهم‌ترین فرآیند شما باقی می‌ماند. در اصل می‌توانید از کارکردهای خود به دو طریق استفاده کنید: در دنیای بیرون و یا در دنیای درون. برون‌گراها از کارکرد اصلی خود در دنیای بیرون و در ارتباط با دیگران استفاده می‌کنند. این اشخاص وقتی تنها باشند و یا وقتی شرایط با شخص آن‌ها در ارتباط است، از عملکرد معین در دنیای درون استفاه می‌نمایند.
برای درون‌گراها عکس این مطلب صادق است. درون‌گراها از کارکرد اصلی خود در دنیای درون خود استفاده می‌نمایند (به همین دلیل قبل از اینکه از توانمندی‌های بیشتر این اشخاص استفاده کنید، باید آن‌ها را بشناسید. آن‌ها از کارکرد معین خود در دنیای بیرون استفاده می‌کنند). وقتی از کارکردی در دنیای درون خود استفاده می‌کنید یعنی به شکلی بیشتر با شما در رابطه است و یا آن‌ را به وسیله خودتان مورد استفاده قرار می‌دهید. کارکرد اصلی را یک ژنرال و کارکرد معین را معاون او در نظر بگیریم. وقتی با برون‌گراها در رابطه هستید به این می‌ماند که به سمت چادر ژنرال می‌دوید که او بیرون از چادر ایستاده است و آماده ملاقات با شماست. باید بلافاصله با ان شخص در رأس ملاقات کنید. اما معاون ژنرال در داخل چادر است و آماده است که اگر لازم شد کمک کند.
وقتی با یک درون‌گرا در ارتباط هستید، معاون ژنران (معین) بیرون از چادر از شما استقبال می‌کند. خود ژنرال درون چادر در حال کار است. شما تا زمانی که موضوع فوری و مهمی پیش نیامده با او ملاقات نمی‌کنید. اینکه شما از کارکرد اصلی و معین خود چگونه استفاده می‌کنید، روی طرز کار این کارکردها تأثیر می‌گذارند. برای برخوردار شدن از حداکثر رضایت خاطر و اثربخشی، باید ازکارکرد اصلی خود در دنیای مطلوبتان استفاده کنید. استفاده از آن در دنیای بیرون برای شما دشوارتر است و نتیجه به ان اندازه رضایت بخش نیست و شما در ضمن استرس فراوانی را تجربه می‌کنید. فردی را در نظر بگیرید که کارکرد اصلی او احساسی است و معنای آن این است که او تصمیمات خود را با توجه به ارزش‌های شخصی خود می‌گیرد. او در ضمن احساسات خود را برون‌ریزی می‌کند و معمولاً می‌خواهد با سایر مردم در ارتباط باشد. او به شدت تحت تأثیر ارزش‌های خود است. او معتقد است آنچه را که او به آن‌ها بها می‌دهد، دیگران هم باید بها بدهند.