کهن الگو (آرک تایپ) هفائستوس

هدیه خلاقانه هفائستوس تماماً زمینی است و در هر چه که تولید میکند عظمت و جادویی وجود دارد . او در کارگاهش عالی و بی همتاست و ولی مانند انسان مدرنی که خود را منحصراً با کارش تعریف میکند . خارج از کارگاهش هیچی نیست ” تصویری از هفائستوس ” : زمین او را نپذیرفته است . کسی که تمدن از کارش و عرق جبین او رشد کرده است ؛ آگاهی طبقاتی و غلیان جنون آتش افروزی و انزجار و کینه ، خلاقیت بی پایان و منبععرضه ی بیشتر ین نبوغ در جهان ، بی قرار، انفجاری آتش فشانی و آماده ی قیام علیه اربابان مستند . با این حال جنگ و دعوا را دوست ندارد . خواهان صلح است و انسان دوستی فطری است مانند خود آتش ساده و به همان اندازه پر انرژی است .
هفائستوس به عنوان خدا ، آرک تایپ و انسان بیانگر نیاز عمیق انسان برای خلق چیزهای زیبا و قابل استفاده است .
هفائستوس خدا ( ولکان VOLCAN ):
خدای کوره آهنگری و فلز کار المپ . خدای آتش زیر زمینی ، مردی قوی هیکل و لنگ ، محزون و منفور ، در عشق بد شانس ، نابغه ای خلاق ، تنها خدایی که کار میکرد . تنها والد او هرا بود . صنعت گری مبتکر که چیزهای زیادی برای خدایان درست می کرد . خالق پاندورا
( اولین زن از نوع بشر ) و همچنین خالق مستخدمه های طلایی ، همسرش آفرودیت به او خیانت میکرد

کهن الگوی هفائستوس :
۱- در یک فرهنگ آسمان – خدا ( پدر سالارانه ) هر آنچه زمینی است خوار و بیمقدار است مانند : مادر زمین ، غرایز ، بدن و زنان و مردانی که به هفائستوس شباهت دارند . هفائستوس آرک تایپ کار خلاقانه است . او در دل یک غریزه ی عمیق کار و خلاقیت نهفته است . از طریق ساختن چیزها ، عواطف درونی ( زیبایی و بیان احساس ) و آنچه که در درون انسان مدفون شده بوده مرعی شود و آنگاه میتوان معنای درونی آن را پیدا کرد . آنچه که عمیقاً ولی به طور مبهم در روان احساس میشود با کار خلاقانه و ساختن یک چیز ، شکلی مشخص به خود میگیرد .
۲- آتش زیرزمینی و کوره آهنگری : آتش زیر زمینی = احساسات پرشور = اشتیاق جنسی و آتش عشق قبل از ابراز یا خشم فرو خورده شده با میل وافر به زیبایی که در بدن احساس می شود . کوره آهنگری جایی است که کار تفسیر یا تغییر شکل احساسات عمیق به چیزی در بیرون از فرد انجام میشود .
۳- صنعت گر لنگ : تنها خدای اصلی المپ که از لحاظ جسمانی معیوب بود . خلاقیت او از زخم های عاطفی اش جداشدنی نیست . شفا دهنده ی مجروحی که با شفا دادن دیگران زخم های خودش التیام مییابد . نمیتوانست زیبا باشد لذا زیبایی می آفرید . انگیزه کار ، شفا دادن زخم هاست .
۴- حافظ صلح خانواده .
۵- هفائستوس و آفرودیت : اتحاد میان کار و عشق و زیبایی
۶- هفائستوس و آتنا : اتحاد کار خلاقانه و هوش باعث میشود مرد بداند چگونه کار خود را به دنیا عرضه کند .

هفائستوس مرد :
درون گرا و شدیداً عاطفی ، برای او سخت است که احساساتش را مستقیماً بیان کند .
هفائستوس بچه :
نسبت به آنچه که بطور جسمانی در درونش میگذرد حساسیت و انرژی بسیاری دارد . کودک آرامی نیست . حواسش به خودش است و جذب چیزی میشود که برای خودش جالب باشد . اگر به خاطر آنچه که هست پذیرفته نشود به کودکی کناره گیر و در خود فرو رفته تبدیل میشود . باید با او از طریق چیزهایی که میسازد ارتباط برقرار کنند سیاست ندارد عواطفش شدید است . جراحت عاطفی میخورد . نسبت به بچه های دیگر محبوبیت کمتری دارد . زیرا زیاده از حد جدی ، زیاده از حد حساس ، زیاده از حد کناره گیر یا زیاده از حد غیر اجتماعی است . شرایط مطلوب برای رشد : داشتن والدینی که از کاردستی و ذهنی او لذت ببرند و به او ارزش دهند و تشویق اش کنند تا برطبق قابلیت ها طبیعی خود رشد کند و به طبیعت درون گرای او ارزش بدهند و کمکش کنند تا در اجتماع راحت تر باشد .
نوجوانی :
اگر خوش اقبال باشد وسیله ای برای بیان خلاقیت خود پیدا میکند و مهارت هایش را رشد میدهد . اگر آزار دیده و طرد شده باشد به نوجوانی غرق در فکر ، عصبانی و افسردگی تبدیل میشود که همواره در فکر انتقام است . او با مشت هایش پاسخ نمیدهد بلکه استادانه نقشه میریزد تا آزاردهندگانش را تحقیر کند . آنچه او را از خطر یک افسردگی جدی نجات میدهد کار سخت جسمانی است . یعنی انرژی خشم را درون یک کار خلاقانه میریزد .
کار :
در لحظات کار خلاقانه ، خدای درون خود را تجربه میکند . برای ارضای یک غریزه ی عمیق کاری ، ابتدا باید بفهمد که چه کاری را دوست دارد بعد شانس داشته باشد تا مهارت های لازم را رشد دهد و سپس اقبال داشته باشد تا آن کار را انجام دهد . در تنهایی بهتر کار میکند . کار گروهی برای او بی معنی است .
رابطه با زنان :
زنان برای او بسیار اهمیت دارند و میتوانند به او نیرو بدهند یا او را در هم بشکنند . روابط اساسی بسیار اندک و فاصله در رابطه بسیار زیاد است ؛ رابطه با یک زن به عنوان منبع الهامات خلاقانه میتواند برای سالها یا برای همیشه در دنیای درونی او زنده بماند .
رابطه با مردان :
با یک گروه مردانه دمخور نمیشود . در این جلسات احساس بیگانگی میکند . با مردان صاحب قدرت ( زئوس ) مشکل دارد اگر بخواهند او را تغییر دهند خشمگین میشود ولی خشم را مهار میکند . در برابر زور مقاومت میکند . در دوستی مکمل اودیونیسوس است .
مسائل جنسی :
عواطف شدید ، خلوت و تنهایی ، تک همسر و وفادار . زنش به او خیانت میکند . بی وفایی را با بی توجهی به او پاسخ میدهد . بیش از اندازه درگیر کارش میشود . کم حرف است و شاید مدت طولانی با زنش رابطه جنسی نداشته باشد . آتش تمایلات جنسی را به کار تبدیل میکند .

ازدواج :
زن از رابطه ی زناشویی حراست میکند . زن در نقش کارگزار . سه نوع ازدواج : ۱- هفائستوس و آفرودیت : هر دو به شدت اینجا و اکنونی هستند . ۲- هفائستوس و آتنا : زن در تنظیم امور و عقد قرارداد ها و …. کمک میکند . ۳- هفائستوس و پاندورا : ممکن است با زن جوانی مانند پرسفون ازدواج کند . او را به مستخدمه ای طلایی تبدیل کند .
بچه ها :
عمیقاً و تقریباً با تمام وجود به بچه تعلق خاطر دارد و عصبانی و افسردگی مزمن دارد و می خواهد همه چیز در کنترلش باشد . بچه ها به اقتدار او تن نمیدهند . ا تغییر خوشش نمی آید . ممکن است دخترانش را به مستخدمه های طلایی تبدیل کند . این دختران بعد ها قربانی مردهای کنترلر دیگر شوند . منزوی تر از آنست که بتواند راهنمای خوبی برای بچه ها در دنیای بیرون باشد .
میانسالی :
نیمه اول زندگی ( مرحله ی ego – world ) برای او بسیار سخت است . ولی نیمه دوم ( ego – self ) نسبت به سایر مردان از امتیاز ویژه ای برخوردار است چون در نیمه اول توانسته با کوشش بسیار هم خودش باشد و هم به تعهدات بیرونی پاسخ بدهد . ولی اگر مردی عصبانی و افسرده باشد که از مردم کناره گیری میکند و با آنها سر جنگ دارد . در میانسالی نه رابطه ای صمیمی دارد نه کاری مناسب و ممکن است وارد درد و رنج میانسالی شود .
کهنسالی :
ممکن است پیرمردی باشد که با لذت در کارگاه خود کار میکند و رضایت درونی دارد ؛ یا پیرمردی گوشه نشین و منزوی که سایرین او را طرد کرده اند

مشکلات روانشناختی :
احساس عدم پذیرش ، فقدان انطباق و سازگاری ، تنهایی ، فقدان مهارت ارتباط برقرار کردن با سایرین .
۱- معیوب بودن عاطفی ، عواقب طرد شدن ، عدم برآوردن انتظار والدین= طرد و جراحت عاطفی ؛ یک بچه طرد شده دچار نقص عاطفی می شود ؛ مضطرب و بدگمان است ، دنیا را جای خوبی نمی داند .
خصوصیت درونگرایی ، تاثیر تجربه های دردناک را تشدید میکند
۲- مخدوش کردن واقعیت ، مشکلات عواطف درونگرایانه چون با دیگران حرفی نمی زند ، برداشت خودش را امری واقعاً اتفاق افتاده تلقی میکند .
۳- عدم موفقیت در دنیا ؛ باعث میشود تا خلقی تلخ و افسرده پیدا کند .
۴- مثل دلقک عمل میکند . مشکلات احترام به خود پایین و عدم کفایت : شخصیت درونگرا و عدم هماهنگی با جمع باعث میشود تا اعمالی نامتناسب انجام دهد و دیگران به او بخندند و مسخره اش کنند .
چون دیگران عکس العمل های تند او را بی رحمانه سرکوب میکنند ، ممکن است بخواهد با دلقک بازی و مسخره گی این وضعیت را خنثی کند .
۵- خشم فروخورده = افسردگی : منابع این خشم و اندوه = طرد شدن ، عدم پذیرش و فقدان موفقیت است .
۶- اعتیاد ها : استفاده از مشروبات الکلی برای بی حس کردن احساسات و کم کردن تنش ها .
۷- پرداخت بهای گزاف برای صلح و آرامش : هر کاری برای خنثی کردن تنش در حال شکل گیری انجام می دهد باید بخشهایی از خود را قربانی کند . آنچه را که احساس میکند سرکوب کرده و خشم خود را عمیق تر به درون می برد ، تماس با حس های واقعی خود را از دست می دهد و نمیتواند خشم دیگران را تحمل کند . از دست دادن حس اعتماد به خود و عدم تحمل بیان احساسات به وسیله دیگران .
مشکلات روانشناختی برای دیگران :
چون نسبت به رویداد ها احساسی شدید دارد ولی چیزی بیان نمیکند فضای اطراف او سنگین است ؛ ۱- روابط آزاردهنده : مردی قوی ، ساکت و عصبانی که احساس ناتوانی میکند . زیاد مشروب مینوشد و خشم خود را روی نزدیکترین کسانش خالی میکند . ۲- معکوس شدن نقش ها : اگر مرد در پول درآوردن مشکل داشته باشد زن نان آور اصلی خواهد شد .
راه های رشد :
رشد زمانی شروع میشود که دریابد اشکال رفتاری است که با او شده نه در خودش . از طریق کار بفهمد چه کسی است و برای آنچه که هست ارزش قائل شود . اعتماد به نفس پیدا کند و سایر جنبه های خود را رشد دهد .
۱- خودت را بشناس : دانش عینی درباره کهن الگو و دانش ذهنی درباره ی خودش به او کمک میکند تا کشف کند چه چیزی به او احساس شایستگی و معنی می دهد . اگر ضربه روحی خورده باشد روان درمانی به او کمک اساسی میکند . محتاج همدلی و روشن بینی دیگران است . باید در طول پروسه ، قابلیت برقرارکردن ارتباط هم چنین ابراز شفاهی خود را رشد دهد .
۲- دیگران را بشناس : باید بیاموزد در یک رابطه کمتر ذهنی برخورد کند . از طریق گفتگو میتوان سوء تفاهم ها را از بین برد .
۳- رشد سایر آرک تایپ ها : مهارت برقرار کردن رابطه ( هرمس ) – نگرش عینی ( آپولو ) – تفکر برنامه ریزی شده ( آتنا ) – حتی جاه طلبی
( زئوس ) .
۴- بیش از هفائستوس شدن : حتی اگر خود را با جنبه های مثبت این آرک تایپ همانند سازی کند باز هم به وسیله ی همان جنبه ها محدود می شود . باید وقت و انرژی خود را آزاد کند و دست به انتخاب هایی بزند که به او امکان رشد بدهد .
۵- انتخاب شدن به وسیله آفرودیت : باید به اتحاد بین صنعت و عشق و زیبایی احترام بگذارد .
۶- بازپروری هفائستوس : به جانشینی برای پدر و مادر احتیاج دارد که او را تایید کنند ، برایش ارزش قائل شوند و به او تعلیم دهند و کمکش کنند تا راه خود را در دنیا پیدا کند و جراحت های عاطفی او را التیام دهند . جایگزینی والدینی ” زمینی ” با والدینی ” آسمانی ” . برای کار خود ارزش قائل شود و استعداد های خلاقانه خود را در حین کار بپروراند .
جدول مشخصات :
خدا : هفائستوس ( ولکان ) – خدای کوره آهنگری .
رده : پسر طرد شده .
نقش آرک تایپی : صنعت گر – مرد خلاق
افراد مهم : همسر ( آفرودیت )
تیپ های یونگ : قطعاً درونگرا _ قطعاً عاطفی _ قطعاً حسی .
زمان : حال
مشکلات روانشناختی : نامناسب بودن در اجتماع – لودگی و مسخره گی – احترام به نفس پایین
قدرت ها : خلاقیت – ظرفیت دیدن و ایجاد زیبایی – مهارت دست ها .