پرسش و پاسخاین رابطه ادامه پیدا کند؟
bahar پرسید 6 ماه قبل

با سلام.قبل از هر چیز ممنون از وقتی که میذارین برامون.من یه دختر ۲۹ ساله هستم که موقعیت اجتماعی و تحصیلی خوبی دارم و با هرکسی وارد رابطه آشنایی نمیشم و متاسفانه یا خوشبختانه کمتر پیش میاد که از کسی خوشم بیاد(خواستم یه تصوری ازم داشته باشین)با پسری اوایل پاییز مجازی آشنا شدم که از نظر ظاهر موقعیت هوش رفتار خلاصه همه جوره از نظرم آدم حسابی بود.خوب اولین بار که منو دید واقعا جا خورد و خودش گفت خیلی بیش از انتظارم بودی (البته کلا آدم شوخی هست که زیاد بنظرم اغراق میکنه واسه خنده)هنوزم از من همه جوره تعریف میکنه و تو این مدت خیلی با هم حرف زدیم و همیشه بهم اعتماد به نفس داده و راهنماییم کرده تا اینکه تخصص قبول شدم و قرار گذاشتیم برای قبولیم گل گرفت و شب خیلی خوبی بود من اون شب بهش خیلی علاقمند شدم.دقیقا بعد اینکه رسیدم خونه به خنده شوخی گفت من اون آدمی که تو فکر میکنی نیستم تو دختر خیلی خوبی هستی و من خیلی زیاد دوست دارم نمیخوام اذیتت کنم!بعد گفت مثل خواهرم دوست دارم.تو دختر باهوشی هستی بخاطر همین نمیشه گولت زد و بعد حرفشو عوض کرد خیلی اون شب ضد و نقیض حرف زد در مورد هدفش از ارتباط با من.اینم بگم که من اهل سرویس دادن حتی در حد بوسه نیستم ببخشید رکم ولی اکثر دخترا این مسایل براشون مهم نیست.بهم هم گفت که اگر مورد خوبی بود چون مبدونم دختری نیستی که بتونی با چند نفر باشی بهش فکر کن.اون شب گذشت و من این رابطه رو تموم شده حساب کردم.اما فرداش دیدم برام مطلب فرستاد و شروع کرد صحبت من مستقیم چند بار بهش گفتم من که مثل خواهرتم و خیلی تیکه بارونش کردم فقط اون پیام میدادو من جواب میدادم تا اینکه یه ۲ هفته دیگه پیام نداد تو این مدت من حسابی با دوستام خوش گذروندم و عکسامو تو اینستا میذاشتم یه روز اومد سر حرفو باز کردو گفت فکر کردم یا قهری یا شوهر کردی! بعد اون مکالمه رفتارش تغییر کرد خیلی مهربونتر خیلی حساس که بیرون میرم با کی میرم شد در مورد دختری گفت که چند سال پیش بهش علاقه داشته و میخواسته باهاش ازدواج کنه حتی سرش با خانواده درگیر میشه ولی اون دختر کم کم اینو کنار میذاره و دختری میشه که با چند نفر بوده و از زندگیش بیرون میره.عکسشم برام فرستاد. من تو این مدت سعی کردم غیرمستقیم بگم که علاقه دارم بهش خودم میدونم یه نواقصی تو رفتار دخترونه ام دارم همیشه جلوی ابراز احساسو علاقمو گرفتم ترسیدم کوچیک بشم و لوندی نکردم که نکنه گناه باشه سعی کردم بهتر بشم تا ۲هفته پیش گفت بیا ببینمت شیرینی قبولی میخوام(اینطوری گفت که برم چون قبلش گفته بود مثلا بیا غرفمون نمایشگاه من نرفتم)قبول کردم و رفتم حالا دوباره قبل اینکه بره شهرشون گفته بیا ببینمت چون تا بعد عید نمیاد.اینم بگم وقتی میره شهرش خیلی کم پیدا میشه بهشم میگم میگه با خانواده هستم کمتر میام نت. با این همه پرحرفی که کردم بنظرتون باید این رابطه رو چیکار کنم؟

1 پاسخ ها
09013607170 پاسخ داد 6 ماه قبل

در دوخط سوالتون رو خلاصه کنید تا پاسخ بدم

در بین محصولات یا اخبار و مقالات جستجو کنید