جلوس بر تخت ملکه گی

کمابیش می دانید که یک ملکه چگونه رفتار می کند
ملکه، بانوی اول پادشاه یک سرزمین است
در واقع رسمی ترین و بهترین بانو
ملکه تاج بر سر دارد
و بر تخت زرین اش نشسته است
پادشاه نیازمند به وجود ملکه است
ملکه در امورات شخصی پادشاه دخالتی ندارد و شان ملکه گی او، این اجازه را نمی دهد تا بخواهد در اموری دون شان خود دخالت کند
ملکه ملکه است
این را خود ملکه می داند و پادشاه نیز از آن آگاه است
کسی نمی تواند مقام ملکه را از او بگیرید
و حرمسرای عریض و طویل پادشاه هم خللی در شان و مقام ملکه ایجاد نمی کند
ارتباط ملکه گی با زنانگی زنان امروزی ما در چیست؟
در این است که ملکه گی، عنصر گمشده ی زن امروزی ماست
زن ها، شان ملکه گی خود را از دست داده اند
تاج خود را به گوشه ای نهاده، از تخت خود برخواسته و دوان دوان به دنبال پادشاه به راه افتاده اند
مبادا که پادشاه به زنی کمتر و پایین تر از ملکه رضایت دهد
و همه ی سعی خود را می کنند تا پادشاه خود را از این کار منع کنند
مگر شما از مقام ملکه گی خود آگاه نیستید؟
مگر شما به واقع ملکه نیستید؟
مگر کسی می تواند ملکه گی را از شما بگیرد که اینچنین به تکاپو افتاده اید؟
شما به عنوان یک ملکه باید تاج خود را بر سر گذاشته و بر روی تخت زرین خویش جلوس کنید
اما دریغ و دو صد افسوس که زن امروزی، در هراس از دست دادن ملکه گی ایست که هرگز به دست نیاورده است
و خود را در رقابت با زنان هزار رنگ حرمسرا می بیند
شما به عنوان یک زن، اگر ملکه باشید و ملکه گی را به دست آورید، نباید واهمه ای مبنی بر از دست دادن آن داشته باشید
پادشاه نیازمند به ملکه ی خویش است
و این را می داند که نمی تواند هیچ زنی را جایگزین ملکه اش کند
جایگاه شما به عنوان ملکه ثابت است
تنها کاری که باید انجام دهید، به روز رسانی درجات ملکه بودن اتان است